تبليغاتX
قوقولی قوقو (ملودی)
 

این یک گزارش واقعی است . جدی بگیرید .

یکی دو سالی می شه که تیم فوتبال زنان ایران هم راه افتاده و خلاصه لیگ فوتبال هم در حال برگزاریه . در حاشیه این مسابقات یکی از خبرنگاران آنچه را که دید نوشت اما از اونجا که روزنامه ها اجازه ندارن درمورد این موضوع بنویسند این مطلب موند تا رسید به این وبلاگ که تا به امروز شجاعانه حرفهای نگفتنی رو گفته :

1-   تیم  دختران ایران با لباس صورتی و تیم فرشته مهربون با لباس فیروزه ای وارد زمین شدند . داورها هم که یکدست مشکی پوش بودند . چیزی که این وسط خیلی عجیب بود رنگ پیراهن یکی از بازیکنان تیم دختران ایران بود که نارنجی پوشیده بود. می گفت (می خوام تو چشم باشم ) یکی از بازیکنان تیم فرشته مهربون هم لباس لیمویی پوشیده بود . می گفت (آخه مد ساله ) .

2-   همه می گفتن نازی پا طلایی وقتی علتشو پرسیدم فهمیدم به هر کدوم از پاهاش زنجیر طلا آویزیون کرده .

3-   پس از برخورد توپ با صورت یکی از بازیکنان که از درد به خودش می پیچید اشک از چشم خیلی از تماشاگران جاری شد . بطوری که مسوولین ورزشگاه متوجه نقیصه در سیستم انتقال آبهای سطحی شدند . بعد از این قضیه بود که خیلی از بازیکنان تمایلی به بازی نداشتند . عده ای می گفتند زمین کیفیتشو از دست داده و گل شده و عده دیگه هم می گفتند : حیف لباس !!!

4-   وقتی که شایعه شد قراره سریال جواهری در قصر تو اون ساعت پخش مجدد بشه . بازی برای لحظاتی تعطیل شد و خیلی از تماشاگران ورزشگاه رو ترک کردند .

5-   تماشاگران به جای موج مکزیکی موج هندی می زدند .

6-   مثل اینکه داور تجهیزات داوری جدید و با گوشی تلفن اشتباه گرفت . اونقدر داور با کمکهاش با گوشی صحبت کرد که مسولین ورزشگاه به نیروی انتظامی برای جلوگیری از آتش سوزی هشدار دادند .

7-   دو بازیکن که با هم برخورد شدید داشتند پس از بلند شدن شروع به کشیدن موهای هم کردند . در همین فاصله بود که فریاد وای مامانی  از طرف یکی از بازیکنها شنیده شد که داور هر دو نفر رو اخراج کرد .

8-   اما بعد از گل اول به قدری بازیکنان به حرکات موزون پرداختند که تماشاگران هم از خود بیخود شدند و ... و بازی به علت تبدیل شدن به مجلس فساد از سوی نیروی انتظامی تطیل شد .

 

J این دیگه کار خودمه ) شنیده شده که مسولین باشگاه پرسپولیس دارن یه نامه می نویسن که به جای 6 امتیاز 10 امتیاز از این تیم کم بشه . اینجوری شاید یه تیم بهش برسه و لیگ حساس تر بشه .

 

+ نوشته شده توسط در 86/11/28 و ساعت |
 

نارسیس جوان زیبایی بود که هر روز در آیینه ای صورت خود را می دید و به تماشای زیبایی خود می نشست تا ...

تا روزی که آنقدر محو زیبایی خود شد که در آب افتاد و غرق شد ...

بعد از مرگ نارسیس ، فرشتگان جنگل ، به کنار آن آیینه ای رسیدند که روزگاری از آبی شفاف و شیرین سرشار بود و اکنون جامی است لبریز از اشک های تلخ ...

فرشتگان پرسیدند : چرا اشک می ریزی ؟

آیینه گفت : برای نارسیس گریه می کنم .

فرشتگان گفتند : تعجبی ندارد . ما همه وقت در تمامی جنگلها به دنبال آن آفریده زیباروی بودیم ولی ... فقط تو می توانستی ، هر روز در مقابل زیبایی او به سجده در آیی .

آیینه پرسید : مگر نارسیس زیبا هم بود ؟؟؟؟؟

فرشتگان با تعجب جواب دادند : چه کسی بهتر از تو خبر داشت ؟ هر روز بر ساحل تو خم می شد و در آیینه ات رخ خود می دید  .

آیینه لحظه ای خاموش شد . آنگاه گفت :

برای نارسیس گریه می کنم ولی هرگز زیبایی او را ندیدم . برای نارسیس گریه می کنم چون ، هر بار که او بر ساحل من خم می شد در آیینه چشمانش ، زیبایی خود را می دیدم .

 

+ نوشته شده توسط در 86/11/23 و ساعت |
 

چند روزی هست که این دوشکل منو آزار می دن . این دوشکل که اجزای تشکیل دهنده یکسانی دارند مساحت متفاوتی دارند . الان مدتیه که من به همراه یه تیم کاملا متخصص از دانشمندان ایرانی داریم روی این اشکال کار می کنیم به نتیجه نرسیدیم . احیانا اگه چیزی به ذهن شما رسید که فهمیدین چطور شد اینطور شد به ما هم بگین .

+ نوشته شده توسط در 86/11/10 و ساعت |
 

این داستان در مورد منصور خواننده ترانه (زندگی بهتر از این نمی شه) نیست . این مرد منصور ارضی است . منصور ارضی همان کسی است که با مداحی مدینه شهر پیغمبر موج جدیدی را در مداحی ایران به راه انداخت . بیایید بیشتر با او آشنا شویم .

او در ابتدای دهه هفتاد بعد از بحث مبارزه با تهاجم فرهنگی در جریانی با عنوان نوسازی معنوی حزب الله به همراه حسین ا... کرم که سخنران مجلس بود در حسینیه های تهران حضور می یافت واز روشنفکران با عنوان آفت جامعه یاد می کرد . این گروه با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات خرداد 76 جبهه گیری خود را به اوج رساندند و همواره تندترین سخنان را نسبت به اصلاح طلبان بر زبان راندند تا بدانجا که او در جریان انتخابات گفته بود : حرام است که کسی صدای مرا بشنود و به ناطق نوری رای ندهد . دایره انتقادات او به خانواده هاشمی هم رسید بخصوص زمانی که فایزه هاشمی طرح دوچرخه سواری زنان را مطرح کرد . وی حتی در جریان مداحی هایش در مورد مسایل ورزشی هم حرف می زند آنجا که با انتقاد از مالک باشگاه استیل آذین وی را از صرف هزینه زیاد بر حذر داشت . وی در رمضان 85 از انوشه انصاری اولین زن ایرانی که به فضا مسافرت کرد انتقاد نمود و صدا و سیما را به علت پوشش برنامه های او مورد انتقاد قرار داد .در سال 84 آتش سوزی در مسجد ارگ تهران رخ داد که عده ای از عزاداران در آن حادثه کشته شدند و این همانجایی بود که وی در آن به مداحی می پرداخت و اینگونه شد که از قربانیان آن شب به عنوان شهید در خیمه امام حسین نام می برد .

اما وی همان کسی است که علنا در جریان انتخابات ریاست جمهوری به حمایت از احمدی نژاد پرداخت . (به همراه شاگردانش مانند حدادیان و ... ) در مورد احمدی نژاد حتی گفته شده خود وی نیز پیش از شهرداری در تهران در محافل مذهبی مداحی می کرده است ... وقتی جناب منصور ارضی در حسینیه صنف لباس فروشان اعلام کرد که خرید و فروش سهام حکم قمار را دارد محمود احمدی نژاد در تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد : بورس به دلیل کارهایی که انجام می دهد در حکم قماربازی است و باید برچیده شود . وی از عماد افروغ که بیشترین انتقادها را به کابینه احمدی نژاد داشت به عنوان آتش نام برد و باز هم در یک مداحی دیگر اعلام کرد : خدا لعنت کند کسانی را که (در جریان انتخابات مجلس ) به ما گفتند به اینها رای بدهید ... ) وی همچنین در جای دیگر در حین مداحی گفت : اگر به من اجازه می دادن می گفتم که کیا از بانکها وام میلیاردی گرفتن . من سندشو دارم ..

اما جالب ترین موضع گیری او در مورد قالیباف شهردار تهران و رقیب احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود . آنجا که قالیباف را به عمربن سعد تشبیه کرد و گفت : فکر می کنند از کارش بی خبرم و نمی دانم در حال جمع آوری پولهای میلیونی هستند . این موضوع حتی واکنشهای فرماندهان سپاه را به دنبال داشت که طی شکواییه ای از ریس قوه قضایییه خواستند از توهین های وی جلوگیری کنند .

امروز منصور ارضی قرار است در دور دوم سفرهای استانی احمدی نژاد همراه وی باشد و دعای کمیل برگزار کند . اماشاید مساله ای که چندی پیش روی داد ، هنوز برای وی قابل باور نباشد . آنجا که در جریان  سفر احمدی نژاد به مکه وی همراه رییس جمهور نبود و همین مساله باعث کدورت وی شد تا آنجا که در جریان مراسم برای اعتراض با موبایل احمدی نژاد تماس گرفت .

 

+ نوشته شده توسط در 86/11/09 و ساعت |
 

مثل این که باز هم  یک اسم دیگر به عنوان سرمربی تیم ملی  فوتبال ایران مطرح شده . این دفعه خاویر کلمنته اسپانیایی که چندین سال سرمربی تیم ملی اسپانیا بوده است. جالب اینکه آقای تاج در برنامه 90 حتی از مورینیو هم حرف می زد .  (من اسم آخرین مربی بزرگی که برای تیم ملی ایران اومده رو به خاطر ندارم . اما خدا را شکر این مربی ها اینقدر در تیم های دیگر گشتند که دیگه با آمادگی کامل می تونند مربیگری تیم  مقتدر ایران را بر عهده بگیرند . )

در رده بندی که بین زشت ترین بازیکنان فوتبال جهان انجام وین رونی در جای اول قرار گرفت و بعد از او به ترتیب رونالدینهو ، ته وس ، کراچ ، رونالدو ، چادویک ، فاولر ، فلچر ، فردیناند ، نیستلروی قرار دارند . به نظر می رسد باز هم در این لیست به بازیکن های ایران بی توجهی شد . ( مثلا همین عنایتی خودمون چه ایرادی داره که اسمش نباید تو این لیست باشه . تازه عمل دماغ هم کرده خونندگی هم می کنه ... )

دیوید بکهام و ویکتوریا در یک برنامه تلویزیونی ظاهر شدند و با هم به بحث پرداختند . در این برنامه ویکتوریا دیوید را به عنوان آدمی بی  مسوولیت در امور خانه داری دانست و هنگامی که ویکتوریا اعلام کرد که امکان تربیت و پرورش بیش از سه فرزند را ندارد دیوید تاکید کرد که بسیار علاقمند است بعد از سه پسر صاحب یک دختر نیز شود که این بحث جنجال اصلی این برنامه را رقم زد .

و آخرین خبر ورزشی اینکه ایلوش چانکا ورزشکار رشته پرتاب وزنه که با یک ایرانی (پیمان رجبی ) ازدواج کرده و به لیلا رجبی تغییر نام داده است قصد دارد به عضویت تیم ملی ایران در آید وی که نفر چهارم پرتاب وزنه بلاروس است 24 سال سن دارد و در صورت پذیرش فدراسون جهانی به اولین زنی تبدیل می شود که با تغییر ملیت به عضویت تیم ملی ایران در امده است . (رکورد فعلی او 3 متر از رکورد ملی ایران بالاتر است )

 

+ نوشته شده توسط در 86/11/04 و ساعت |
 

این روزها سوژه های زیادی بودند که می شد درباره اونها نوشت بیشترشون هم در ارتباط با محرم بود . مثلا من یه عکسی از گشت نامحسوس پلیس تو مراسم عزاداری گرفته بودم که خودش کلی سوژه بود که گشت نامحسوس جاده ای وسط عزاداری چه کار می کنه ؟ بعد از این که کلی فکر کردم به این نتیجه رسیدم که این عکسو نیارم . هرچی باشه سردار رویانیان رفیق فابریکمونه و روی من حساب باز کرده ...

بعد با تلاش دوستان در مراسم عزاداری عاشورا تابلو شهید نذیر شنبه رو دیدیم که توسط افراد هیات حمل می شد  می خواستم این عکسو کار کنم که باز هم به علت پاره ای از ملاحظات از این کار صرف نظر کردم . چون شهید تو وصیت نامه اش گفته بود  کسی نفهمه من شهید شدم

بعد نوبت رسید به یه جمله خیلی اساسی و تکان دهنده که غروب عاشورا توسط شبکه خبر تلویزیون گفته شد . (واقعا من هر بار که به این جمله فکر می کنم بیشتر می فهمم که چه مخهایی تو صدا و سیما  دارند شبانه روز فعالیت  می کنن ) عجله نکنین . جمله خیلی ساده بود : امام حسین کلاس فشرده تاریخ است . خدایی این جمله خیلی جای مانور داره . اما چه باید کرد . اگه زور صدا و سیمایی ها به ائمه می رسه زور ما نمی رسه .

آخرش که سریال پریدخت و دیدم به این نتیجه رسیدم که در مورد این سریال یه مطلب بنویسم  . خیلی ها اعتقاد دارند که لیلا حاتمی نسخه ایرانی نیکول کیدمنه . ( البته فقط از نظر صورت . در غیر این حالت من خودم قبل از شما به این جمله اعتراض می کنم ) حالا پس از سالها که لیلا حاتمی بر صفحه تلویزیون پیدا شد حسابی پر مشتریه . اولش کامبیز دیرباز که هوس ازدواج با لیلا رو تو این سریال تو سر داشت . دومی هم علی مصفاشوهر خانم حاتمی که ظاهرا به هیچوجه راضی نمی شه تو یه فیلم نقش مقابل همسرش نباشه  . حالا داشته باشین سومی هم دکتر سریاله که به نظر می آد اونم بعداز این که چندین سال از ازدواج پریدخت می گذره ول کنش نیست و هر جوری شده می خوادش . احتمالا اگه حاج آقا هم اونو ببینه اونم هم یه دل نه صد دل عاشقش بشه . بالاخره حاج آقاهست و دلی نازکتر از گل و .... اینجا بود که من دلم به حال آبجی نیکول سوخت و با خودم گفتم اگه یه روز نیکول بخواد تو سینمای ایران فیلم بازی کنه باید با تک تک بازیگرای ایرانی ازدواج کنه .

یک حکایت :

آورده اند که در روزگاران قدیم مردی مهربان و ساده از شهری می گذشت . چشمش به (خروسی نیفتاد که دانه برمی چید) زنی افتاد که کنار دروازه شهر ناراحت نشسته بود . از او پرسید چه اتفاقی افتاده . زن گفت : مدتی است که شوهرم ترکم کرده است حالا من می خواهم ازدواج مجدد کنم اما قاضی می گوید تا زمانی که از شوهر اولت جدا نشدی نمی توانی ازدواج کنی شما که مرد مهربانی هستی آیا حاضری که با من به دادگاه بیایی و به جای شوهرم مرا طلاق بدهی . مرد گفت : بله حتما کمکت می کنم . و این گونه بود که با هم به دادگاه رفتند ( با ادبیات قدیمی نویسی ام حال می کنید ؟؟؟) اما در دادگاه وقتی قاضی حکم طلاق را صادر کرد زن بلافاصله از اتاق خارج شد و کودکی چند روزه را آورد و به آغوش مرد انداخت و گفت : حالا که مرا طلاق دادی این هم کودکت بگیر و خودت بزرگش کن . و در چشم به هم زدنی ناپدید شد . مرد در حالی که کاملا متعجب بود از خیابان می گذشت تا مرد دیگری در خیابان او را دید و علت ناراحتی اش را جویا شد و مرد ماجرا را شرح داد و آن دیگری به او گفت در شهر ما مسجدی است که کودکان این چنینی را در آنجا رها می کنند ومرد به طرف مسجد رفت و همین که خواست کودک را آنجارها کند متولی مسجد از راه رسید و گفت خوب پیدایت کردم . پس تو بودی که دیروز هم این کودک را اینجا آوردی و بچه ای دیگر به دستش داد تا با دو بچه در بغل در شهر بچرخد . مرد رفت و در شهر کنار دیواری نشست تا این که مرد دیگری او را دید و از روی ترحم به او نزدیک شد و مرد بیچاره دوباره داستانش را گفت . مرد دومی به او گفت واقعا که ساده ای حالا ناراحت نباش . ملکه شهر ما دیروز دوقلو به دنیا آورده و الان در حمام است و منتظر است تا دقایقی دیگر فرزندانش را برایش ببرند قبل از این که فرزندانش را به او برسانند خودت را به آنجا برسان و دو کودک را به او بده و مرد خود را به حمام رساند و کودکان را در آغوش خدمه ملکه انداخت و از آنجا دور شد . و راویان روایت می کنند که مرد را دیدند که به سرعت می دوید. وقتی علت را از او پرسیدند در حالی که می دوید گفت : در شهری که هنوز واردش نشدی دو بچه در آغوشت می اندازند یک دقیقه توقف هم جایز نیست .

نتیجه اخلاقی داستان : فرزند کمتر زندگی بهتر

نتیجه غیراخلاقی داستان : نیکول کیدمن یه وقتی از این هوسها به سرت نزنه ها ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا .

( اخیرا شایعاتی در مورد حضور بعضی از بازیگران هالیود در ایران شنیده شده است )

 

+ نوشته شده توسط در 86/11/02 و ساعت |