|
اولین اتفاق عجیب این روزها روز دختر بود . من معتقدم این اتفاق در ایران باید بعنوان عجایب هشتم ثبت بشه . بابا بی خیال . تو ایران دخترا همه چیز داشتن فقط همین یه روزو کم داشتن که به پیشنهاد فرهنگسرای دختر وموافقت رییس جمهور این قضیه هم حل شد . بله دیگه اول پسرا به حق وحقوقشون رسیدند(همه شون سرکار هستند همه شون تفریحات سالم دارن ، همه شون در آمد میلیونی دارن ...) حالا دخترها هم با این روز به حقشون رسیدند . البته پسرها زیاد ناراحت نشن چون روز پسر هم بعنوان ابتکار بعدی دولت مهر در راهه. یکی از دوستان نظرش این بود که روز مادربزرگ ، روز نوزادان دختر ، روز دختران بازیگوش ، روز دختری با گوشواره مروارید ، روز حنا دختری در مزرعه ، روز دختران ورزشکار ، روز دختران باهوش و...هم در نظر گرفته بشه که تبعیض به طور کامل از این قشر تحت ظلم رخت ببنده .البته دقایقی پیش خانمی از فرهنگسرای دختر تماس گرفت و گفت ما هم به فکر این روزها هستیم اما مشکل اینه که خانمی نداریم که به خاطر اون تو تقویم بتونیم این روزو جا بدیم . اول بذار تو تاریخ بگردیم مثلا ببینیم کسی تو مایه های یانگوم و... پیدا می کنیم . اگه پیدا نکردیم تولید می کنیم وبه خودکفایی می رسیم بعد هم دعا می کنیم تا بمیره و ... قسمت دوم اینه که حالا من یه غروب تو تاریکی که می رفت چشم دیگه چشمو نبینه از کوچه ای عبور می کردم که یه دختری اونجا ایستاده بود بدون اینکه مشکلی پیش بیاد از جلوش عبور کردم که ناگهان صدای جیغ دختر یک لحظه مثل برق سه فاز منو گرفت وقتی برگشتم چی دیدم ؟؟؟ یه سوسک بالدار بود که داشت پرواز می کرد از جلوی دختر ... خدایا نسل سوسک شاخدارو از بین ببر . حالا چرا این ماجرا به یادم اومد چون یکی دو روز پیش وقتی از دستگاههای پیشرفته عابر بانک بدون زحمت پول گرفتم وقتی مشغول مرتب کردن پولها بودم یه لحظه یه جیغ کوتاه و دیدم که یه نفر داره به سمت من فرار می کنه طوری که کم مونده بود من هم پولها رو بندازم و فرار کنم . داستان از این قرار بود که پسری که تو یه میوه فروشی بود یه گربه رو دنبال می کنه گربه هم به سمت دختر ویه بچه ای که به همراهش داشتن از روبرو می اومدن می آد من هم که دارم بی خیال از روبرو می آم ... خدایا نسل گربه ها رو از بین ببر . اما داستان اصلی مربوط می شه به پخش بازی استقلال و مقاومت سپاسی . در این بازی تلویزیون در مدت 10 دقیقه بیش از 5 بار دوربینش بر روی پسری که تو ورزشکاه بود و معلوم بود از آشناهاشونه زوم کرد . از اونجا که این اتفاق یکی دو هفته پیش در رشت و در جریان بازی استقلال و پگاه هم تکرار شد به یکی از دوستای خبرنگارم زنگ زدم و اون که از نزدیک شاهد ماجرا بود این داستانو اینجوری شرح می ده : - احمدو تصویر منو گرفتی .-آره گرفتمش محمدو زوم هم کردمو .- الان بچه ها یه زنگو زدند گفتند فقط 10 ثانیه طولو کشید .یه کمی بیشتر نشون بده .- دوباره گرفتمو محمدو – احمدو اگه یه بار دیگه بگیری که بچه های محله روشون کمو بشه جایزه و می گیری .- باشه چیو می دی – محمدو من این همه آب دهنو به مو مالوندمو اصلاحو کردم . اینقدر راهو از دهو کوبوندم تا اینجو . تو خودتو فراموشو کردیا مگه تو اهل همون دهو نیستی .- اوهو باشه او ولی این آخرین باروهستو مردم دارن فوتبالو می بینن می فهمن - بابا فوتبالو چیه مگه ما واسه فوتبالو اومدیم مگه نگفتی بیاو تا تماشاگر ماو بیشتر بشه – بابا تیمو عقبه بی خیال شو دیگه.- عمو گور پدر تیمو مگه نمی دونی بابااو من چی کاره استو .
+ نوشته شده توسط در 86/08/24 و ساعت
|
چند روزی بود که می خواستم در مورد حوادث اخیر فوتبال باشگاههای ایتالیا مطلب بنویسم اما صبر کردم تا با اطلاعات کاملتر بتونم چیز درست وحسابی تری بنویسم . روزنامه گاتزتا دلوا اسپرت در مقاله ای به قلم کارلو وردلی مطلبی نوشته که تیتر اون از این قراره : یک دقیقه سکوت برای یک قرن مافیا . بله این مطلب درستی بود که فوتبال ایتالیا تحت تاثیر اتفاقات عجیب وغریبی قرار گرفته است . اتفاقاتی که توجه خیلی از فوتبال دوستان را از بازی های این کشور معطوف به باشگاههای معتبر دیگه بالاخص اسپانیا کرد . یکی دو سال پیش بود که با علاقه بازی های باشگاههای ایتالیا و مخصوصا بازیهای تیم آ اس رم را تعقیب می کردم . یکی از شب ها مانند بقیه بازی ها جنجال در حین برگزاری بازی به حدی شد که داور ادامه بازی را تعطیل کرد و تنها دود و شعله های آتش بود که در ورزشگاه این تیم شعله می کشید . به نظر می آید که تماشاگران ایتالیا راهی را می روند که یکی دو دهه پیش آشوبگران انگلیسی پیمودند .پس از اتفاقات تاسف باری که آن سال در ورزشگاه شفیلد روی داد فیفا گزینه نهایی را انتخاب کرد و آن محرومیت چند ساله انگلیس از بازی های بین المللی و به تبع آن از دست دادن یک دوره جام جهانی بود . نیمی از جوانان منطقه کاتانیا در ایتالیا با مافیا کار می کنند و در قاچاق مواد مخدر آن منطقه دخیل هستند تعدادی از همین جوانان چندی پیش یک پلیس را در جریان بازی تیم شهرشان به قتل رساندند تا فوتبال ایتالیا برای مدتی تعطیل شود . فوتبال ایتالیل در یکی دوسال پیش دو بحران بزرگ دیگر را نیز پشت سر گذاشت اول مصرف روز افزون مواد مخدر در بین بازیکنان که از زمان مارادونا تا به امروز روند رو به رشدی داشته است و دوم رشوه گرفتن داوران که منجر به سقوط یوونتوس به لیگ2 ایتالیا و کسر 16 امتیاز از تیم میلان شد . حالا پس از کشته شدن یک هوادار فوتبال در ایتالیا به واسطه شلیک نا خواسته پلیس باردیگر بحران فوتبال این کشور را فرا گرفته است . بازی لاتزیو در این هفته برگزار نشد و بازی میلان به علت اعتراض های بیش از حد تماشاگران چند دقیقه پس از شروع تعطیل شد . حالا صدای اعتراض ستارگان شاغل در لیگ ایتالیا هم در آمده که تهدید به کوچ از این لیگ کرده اند . بوفون دروازه بان افسانه ای یوونتوس با عصبانیت می گوید : باید چند نفر کشته شوند تا مسوولین کاری بکنندو برلوسکنی مالک میلان و رییس جمهور اسبق ایتالیا می گوید : فکر می کنم این مسایل حتی در کشورهایی که فوتبال درست وحسابی هم ندارند اتفاق نمی افتد و کاناوارو که با خوشحالی می گوید خوشحالم که این روزها در ایتالیا نیستم . در برنابئو آنقدر امنیت وجود دارد که حتی کودکان هم بدون ترس می توانند بازی ها را تماشا کنند ... و فوتبال ایتالیا این روزها زیباییش را از دست داده است .
+ نوشته شده توسط در 86/08/24 و ساعت
|
سلام ای غروب غریبانه من سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای همه لحظه های جدایی خداحافظ ای شعرشب های روشن خداحافظ ای شعر شب های روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای عمر بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر دل شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه موج از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه اهورا ایمان
+ نوشته شده توسط در 86/08/20 و ساعت
|
حرفهای ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آن که باخبر شوی لحظه عظیمت تو ناگزیر می شود آی ... ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می شود .............................................................................................................. پیش بیا! پیش بیا! پیشتر تا که بگویم غم دل بیشتر دوستترت دارم از هرچه دوست ای تو به من از خود من خویشتر دوستتر از آنکه بگویم چقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر داغ تو را از همه داراترم درد تو را از همه درویشتر هیچ نریزد بجز از نام تو بر رگ من گر بزنی نیشتر فوت و فن عشق به شعرم ببخش تا نشود قافیه اندیش تر
+ نوشته شده توسط در 86/08/08 و ساعت
|
من امروز کلی مطلب برای نوشتن دارم اما حوصله نوشتن ندارن برای همین فعلا به چند تا خبر اکتفا می کنم . فکر می کنم این خبرا همشون دسته اول هستن برای همین تا کهنه نشدن اونا را براتون می آرم : 1- البته این خبر خیلی هم دسته اول نیست . این برای اونایی که به خبرهای سیاسی علاقه دارند جالبه. ماجرای مربوط می شه به خانم دکتری 27 ساله اهل تهران که برای معالجه بیماران به روستاهای همدان اعزام می شه . قضیه از اونجا شروع می شه که ستاد امر به معروف همدان به بهانه چیزی که از آن به جرم مشهود عنوان شده دخترو توی یه پارکی تو همدان دستگیر می کنه . این دختر چند روزی در زندان همدان بازداشته تا اینکه خبر می دن اون خودشو حلق اویز کرده . نکته جالبی که در این قضیه وجود داره اینه که تو بازداشتگاه موقت پارچه برای حلق آویز کردن از کجا پیدا شد و چطور یه نفر تونسته یه پارچه رو به شکل طناب در بیاره و خودشو از سقف آویزون کنه تازه کسی هم اونو نبینه . قضیه وقتی جالب می شه که این دختر در یکی دو روز اول بازداشت با خانواده تماس می گیره و از شرایط بد زندان و سختی هاش می گه اما صحبتی از خودکشی نبود . 2- این خبر برمی گیرده به ماه رمضون . حتما شیفا صفروا دختر تاجیکی سریال شکرانه و به یاد دارید . شیفا در مصاحبه ای گفته که سریال شکرانه که با فاصله ده روزه در تاجیکستان هم پخش می شد پربیننده ترین سریال تاریخ تاجیکستان شده و گفته این سریال منو تو تاجیکستان به شهرت رسونده . البته اون گفته امیدوارم در آینده به ایران بیام تا ببینم مردم ایران منو با اسم شخصی ام می شناسن یا نه که اگه این جور بود یعنی کار موفقی بوده . 3- خبر بعدی در مورد یه دختر تاجیکی دیگه هست که می دونم نمی شناسیدش . این دختر ستاره سفرآوا نام داره که گوینده خبر در تاجیکستان بود . حالا اون به همراه پارسا پیروزفر ، اکبر عبدی ، سحر جعفری جوزانی ، کامبیز دیرباز ، رضا شفیعی جم دارن در سریال درچشم باد کار می کنن که آخرین مراحل فیلمبردارش داره طی می شه . اون الان دو ساله که ساکن ایرانه و قراره بعد از پایان کار برگرده به کشورش . باید منتظر بود و دید که این سریال چقدر می تونه واسه اون و بیننده ها خوب در بیاد . 4- خبر آخر کوتاه هست . در مورد مهران مدیری که پسرش وارد عرصه موسیقی شده . حالا بعد از پسر آقایان انتظامی و مشایخی باید منتظر باشیم و ببینیم که این هنرپیشه هم می تونه فرزند موفقی در موسیقی داشته باشه یا نه ؟
+ نوشته شده توسط در 86/08/03 و ساعت
|
|
|