امشب می خوام که دستمو رو سیم آخر بذارم
تموم آرزو ها مو توی یه کاغذ بیارم
کاشکی می شد فردا هوا یکدفعه بارونی بشه
هر کی می آد تو کوچمون یه گوشه زندونی بشه
سفیدترین لباستو فردا تنت کرده باشی
زیر درخت کوچمون یه کمی دلخرده باشی
وقتی کنار پنجره به عشق بارون بشینم
گل سفید تازه ای شکفته بیرون ببینم
چترمو بردارم بیام ، بگیرم اونو روسرت
شاید جوونه های عشق اینجوری باشه باورت
دلم می خواست یه جور می شد خدا به قلبا پا می داد
هر جا که دل می خواست بره به چشمها هم یه جا می داد
وقت سفر که می رسید دل اونو با خودش می برد
با هر کی آشنا می شد اونو به چشمها می سپرد
اون روز دیگه می فهمیدم قلب تو آیا با منه
تو از چشام می فهمیدی چطوری قلبم می زنه
فکر می کنم اون روز بشه صدای قلبا رو شنید
شما که می گید عاشقید این همه ما رو نشکنید
کاشکه می شد یه جور بشه فاصله ها رو بردارن
هر کسی رو که عاشقه کنار عشقش بذارن
بگن که هر کی عاشقه تو شهرشون گل بکاره
هر کی مسافری داره نذری یه گلدون بیاره
فرشته ها بیان زمین بهشت ما رو ببینن
واسه بهشت آسمون از تو زمین گل بچینن
به جای قارقار کلاغ صدای بلبلا بیاد
از این همه مهربونی خنده لب خدا بیاد
دلم می خواد فصل درو این دفعه طولانی بشه
واسه کشاورزای ده سال فراوونی باشه
وقت کمک تو مزرعه صبحها تو هم پاشی بری
بی سر صدا از کنار مزرعه ما بگذری
وقتی که من خسته می شم تو رو تو صحرا ببینم
با یک نگاه زیباترین محصول دشت و بچینم
غروب دلم می خواد خدا دوباره دشت و بکاره
دعا کنیم شاید خدا فردا رو زودتر بیاره
خدا کنه یه روز بیاد مرزی تو عالم نمونه
هر کسی که عاشق تره رو تخت شاهی بشینه
کسی پی یه لقمه نون این همه سختی نکشه
تو این دو روز زندگی درد غریبی نکشه
بچه ها شو کسی پیش بچه یتیمها نبوسه
کسی برای منفعت دوست خودش رو نفروشه
خدا کنه یه روز بیاد روزای غصه سر بیاد
مسافر رفته ما یه روزی بی خبر بیاد
یه روز بیاد تموم بشه تنهایی غریبمون
اونایی که تو غربتن از اون بیارن یه نشون
از بین روزای خدا یه جمعه مهربون بشه
مسافر از سفر بیاد هر چی می خواد همون بشه
خدا کنه که عمر ما تو آرزو سر نرسه
هر کسی آرزویی داشت به آرزوهاش برسه



