تبليغاتX
قوقولی قوقو (ملودی)
 

برلوسکونی نخست وزیر ایتالیا با به عضویت در آوردن چهار زن در کابینه اش توانسته یک کابینه زیبا را برای خود بوجــــــود آورد .نفر اول این کابینه وزیر فرصت های برابر ایتالیا خانم ماراکارفانیا می باشد که در سال 1997 در رتبه هفتم ملکه زیبایی ایتالیا قرار گرفت وی همچنین یک مجری و مدل بود و پس از ورود به سیاست به عضویت حزب forza italia در آمد .

نفر دوم این لیست میلکا ویتوریابرامیلا نام دارد که در سال 1986 به عنوان ملکه زیبایی ایتالیا انتخاب شد .وی که بعنوان خبرنگار در جریان جنگ عراق در این کشور به سر می برد دارای چهره ای سرد و بی تفاوت است تا آنجا که به ملکه یخی معروف شده است . وی وزیر محیط زیست ایتالیا می باشد .

اما جوانترین وزیر کابینه جورجیا ملونی است که وزیر امور جوانان کابینه است . و نفر چهارم که البته به زیبایی سه نفر قبلی نیست خانم ماریاایتلاگملینی وزیر آموزش و پرورش ایتالیاست .

                                        

+ نوشته شده توسط در 87/04/12 و ساعت |
 

شروع جام ملتهای اروپا به قدری ما رو به خودش جذب کرد که فرصت آپ کردن رو گرفت .  جام ملتهای اروپا که امسال به میزبانی دو کشور سویس  و اتریش برگزار می شه یک غایب بزرگ داره . انگلیس که امروز بازیکنانش مجبورند جام رو از خونه هاشون ببینند بی شک غایب بزرگ این دوره ازرقابت هاست هر چند که به قول پلاتینی تیمی که نتونسته در گروهی که دو تیم از اون صعود می کنند به مرحله بعد صعود کنه ارزش افسوس خوردن  و فکر کردن رو نداره . اما تا حالا سوییس که میزبان بود اولین حذف شده جام هم هست و از اون طرف تا حالا پرتقال و کرواسی به مرحله بعد صعود کردند . پیش بینی من هم از اول جام حول تیم های فرانسه اسپانیا چک و پرتقال می گرده که اگه به هم نخورند که احتمالش زیاده می آن تو چهارتا .

بحث بعدی وزشی هم در مورد افشین قطبی و جدایی اون از تیم پرسپولیس بود که البته قابل پیش بینی بود به هر حال یک سال بود که استیلی در انتظار فرصتی بود برای این که بتونه به نیمکت برسه . البته هنوز وضعیت سرمربیگری این تیم به طور قطعی معین نشده که با توجه به این که تیم پرسپولیس آسیایی شده اینها کاملا فرصت سوزی هستند . اما بحث تنبیه پرسپولیس عجیب ترین حکم کمیته انضباطی بود که بخاطر انجام خوشحالی بعد از انجام بازی فینال تماشاگران این تیم به دو بازی رو نباید در ورزشگاه باشند . این دیگه عجیب ترین حکم دنیا بود . از طرفی هم دیدارهای پرسپولیس  وسپاهان در فصل بعد بدون تماشاگر اعلام شد . به کمیته انضباطی پیشنهاد می شه برای این که بهتر بتونه تماشاگرا رو کنترل کنه لیگ رو کلا تعطیل کنه .

در مورد تیم ملی هم بحثی نمی کنم کلا . ولی علی کریمی واقعا ارزش خودشو بالاتر از قبل برد و نشون داد که واقعا آدم بزرگیه

نکته ) یه جستجو یبا اسم عباس پالیزیان بکنید البته اگه فیلتر شکن دارید تا ببینید مملکت چه خبره .

+ نوشته شده توسط در 87/03/24 و ساعت |
 

بعد از ظهر تابستان اون سال ما به دیدن مردی می رفتیم که برای مدتها تموم آرزوهای نسل خودمونو تو وجود اون احساس می کردیم . مردی که در دوم خرداد 86 وقتی پرهیجان برای گفتن یک نه بزرگ به پای صندوقهای رای می رفتیم باور نمی کردیم که اسمش از میون صندوقهای رای بیرون بیاد . خاتمی آمد . با ظاهری جدید لباسی زیبا به زیبایی لباس جدیدی که برای دین دوخته بود و فضایی باز به وسعتی که منتقد تبدیل به دوست و مغرض تبدیل به منتقد بشه . رای میلیونی خاتمی در دوم خرداد 76 پایانی بود بر رویای اونهایی که فکر می کردند تحت هر شرایطی در مسند قدرت باقی خواهند ماند .

وقتی خبر این دیدار به ما رسید خیلی سریع خودمونو واسه دیدنش آماده کردیم . جمعی خودمونی در حدود 100 نفر که کسی اونها رو به زور جایی نمی برد و اون روز می خواستند ببینند که آرزوی یک نسل چطور برای اونها حرف می زنه . اون جلسه دیدار انجام شد . یادم می آد که مرد آرزوها خسته بود و حرف می زد . امروز از حرفهای اون چیزی تو خاطرم باقی نمونده . اما یادم می آد که من اون روز فقط به این توجه می کردم که یکی داره از آرزوهای ما صحبت می کنه .

هنوز هم به خاتمی احترام می ذارم . به عنوان مردی که اگرچه خودش هم از مجموعه قدرت بود اما نشون داد که قدرتمندان ایران می تونند لبخند بزنند ، می تونند مثل مردم فکر کنند ، می تونند بگن عکسشون تو در و دیوار ادارات نباشه ، می تونند بگن زنده باد مخالف من و می تونند بگن :

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر.................... یادگاری که بر این گنبد دوار بماند

 

دوم خرداد یعنی رای آزادانه بیست میلیون ایرانی به اصلاحات

دوم خرداد یعنی مجالی برای حرف زدن افرادی که یک عمر فقط تو تنهایی حرف می زدند .

دوم خرداد یعنی موتورسوارانی که با موتور تو هر تجمعی نظم رو به هم می زنند .

دوم خرداد یعنی ظهور دانشگاههای سیاسی

دوم خرداد یعنی هر شش روز یک بحران

دوم خرداد یعنی تعطیلی یک شبه مطبوعات

دوم خرداد یعنی فیلم متفاوت موسیقی متفاوت ظهور خوانندگان جدید و شناخته شدن نویسندگان مطرح خارجی در ایران

دوم خرداد گرامی باد .

 

+ نوشته شده توسط در 87/03/01 و ساعت |
 

و بالاخره ارتش سرخ جام قهرمانی را فتح کرد .

+ نوشته شده توسط در 87/02/28 و ساعت |
 

 

به چشمها نمی توان اعتماد کرد .

زبان چشم با زبان قلب  متفاوت است .

چشمها نمی توانند افکار را بخوانند .

اشتباه نکن !!!

چشمهایت را کسی گمراه نمی کند . این چشمهای توست که تو را گمراه می کند . می دانی چرا ؟؟

زبان چشم با زبان قلب  متفاوت است .

چشمها فرشتگان آسمانی اند و قلب ها موجودات زمینی .

چون چشم ها وقتی می بارند قلب ها جوانه می زنند . چون زبان قلب را می شود فهمید و زبان چشم را نمی شود فهمید .

چشمها آزادند ... خود را می آرایند برای فریب دل . اما ... قلب ها محکومان ابدی اند که تنها گاهی صدای مجازات شدنشان را از پشت زندان می شنوی .

اشتباه نکن !!!

چشم فرشته مغضوب خداست ...

 

+ نوشته شده توسط در 87/02/18 و ساعت |
 

سوار مترو به سمت نمایشگاه حرکت کردم ببینم امسال تو نمایشگاه کتاب چه خبره . اولین چیزی که به چشم می آد اینه که امسال لااقل نسبت به پارسال ساختمون مصلی یه کمی تکمیل تر شده و دیگه کنارو گوشه چادر نزدند که زیرش غرفه بزنند . اولین جایی که رفتم مثل عادت همیشگی غرفه کتابهای خارجی بود . هر چند که می گفتند امسال کتابهای خارجی بیشتری اومده ولی در عمل به جز چند غرفه که در زمینه کتابهای انگلیسی اضافه شده بود خبر خاصی در بقیه جاها نبود . البته اگه منظور از کشورهای خارجی کشورهای عربی باشند -که انواع و اقسام کتابهای قرآن و دینی رو آوردند- شاید این حرف که کشورهای خارجی هم در نمایشگاه شرکت کردند درست باشه . البته سال قبل مثلا کشورهایی مثل آرژانتین یا کره و... غرفه ای داشتند که لااقل توی اونها یه دوتا آدم نشسته بود که امسال از اونم خبری نبود .  رفتم به طبق بالا جایی که مخصوص موسسات بود اولین غرفه هم غرفه یونیسف بود . این یونسفی ها چند تا بروشور از فعالیت ها شون گذاشته بودند و اونها هم شور و حال پارسالو نداشتند . بعد رفتم به غرفه کتابهای عمومی . در این قسمت نسبت به سال قبل هم نظم بیشتری دیده می شد هم غرفه ها بیشتر بودند . اما غالبا کتابها تکراری بودند و باز هم حرف اولو کتابهای مذهبی می زد . مثلا من که به دنبال کتابی از قیصر امین پور بودم بجز یکی دو نسخه کاملا بی کیفیت چیزی تو این نمایشگاه ندیدم . بعد رفتم به یه غرفه که یه نفر از طریق اینترنت منو به اونجا دعوت کرده بود . اونجا هم یکی از نویسندگان کتاب اون انتشارات نشسته بود . رفتم اونجا و گفتم من ازتون یه کتاب به سلیقه خودتون واسه یادگاری می خوام و اونها هم هی داشتند فکر می کردند که من کی هستم ... البته تا آخرش هم نفهمیدند . آقای لاجوردی همون نویسنده کتاب مورد نظر روی کتاب خودش اسممو نوشت و این کتابو به من تقدیم کرد   ... دیگه بعد 3 ساعت گشتن تو نمایشگاه حسابی خسته شدم  . بازدید از نمایشگاه کتاب حسابی انرژی می گیره . یکی حرف جالی می زد چون تو محیط بسته این همه حجم آدم وجود داره تو سالن اکسیژن کافی برای نفس کشیدن نیست و آدم خسته می شه ... در هنگام خروج هم یه خانمی پیداش شد و گفت من از طرف صدا و سیما هستم می خوام نظرتونو در مورد نمایشگاه بدونم و من هم به سوالاتش در مورد نمایشگاه جواب دادم و دوباره مترو  و حرکت به سمت خونه .

+ نوشته شده توسط در 87/02/16 و ساعت |
 

نام ترانه : نفرین

خواننده : شکیلا

شعر : هما میر افشار

ترانه زیبای نفرین با صدای دلنشین شکیلا تبدیل به اثری به یاد ماندنی شده است . شنیدن این ترانه را به کلیه دوستان توصیه می کنم.

من از این دل به عذابم دل ز من پر از شکایت
گریه هام خیلی زیاده می تونه باشه حکایت


کار یک روز و دو روز نیست دل یه عمره در عذابه
من تو دست دل اسیرم قصه ما یه کتابه

تو که اسیر هوسی ، ترسم به دادم نرسی

منو به دنبالش کشونده ، یه روز کنار من نمونده

انگار یه عمره ، دارم تو سینه ، دیوونه ای در قفســـی
عاشق ترینه ، کارش همینه ، آروم نداره نفسی


تو که اسیر هوسی ، ترسم به دادم نرسی

الهی تو هم ، هرگز چو من شب ها سر آروم روی بالش نذاری
تو هم مثل من ، ای بی وفا کارت بشه عمری دیگه دیوونه
داری
تا که شاید در دل سنگت اشکی براین دلداده بباری
تا که شاید بر لب شیرین اسمی از این دیوونه بیاری



+ نوشته شده توسط در 87/02/13 و ساعت |
 

این هم یه مدل از پست های ابتکاری ام که با مشارکت شما تکمیل می شه ...

الان تو این پست پنج شخصیت ایرانی که دلم نمی خواد در حال حاضر جای اونا باشم و معرفی می کنم

1-     محمود احمدی نژاد رییس جمهور محترم که در هر زمینه ای به مردم خبر خوش می ده فرداش اون موضوع به جدی ترین مشکل مردم تبدیل می شه  .

2-     افشین قطبی که از اول فصل قول قهرمانی به هواداران پرسپولیس داد و هر چی جلوتر می ره رتبه پرسپولیس در جدول پایین تر می آد .

3-     سردار زارعی  (بدون هیچ توضیح اضافه )

4-     کامران نجف زاده مجری اخبار بیست وسی که بعضی وقت ها عجیب خبرها رو وارونه می گه. ( مثلا در روز دانشجوی پارسال ... ) خیلی زود محبوبیتشو از دست داد .

5-     ناصر محمد خانی ... یه روزی  مربی پرسپولیس بود اما از وقتی که اون ماجرای معروف شهلا بوجود اومد فراموش شد . ( پهلوان زنده را عشق است )

 

شما هم می تونید 5 نفرو انتخاب کنید .

 

+ نوشته شده توسط در 87/02/10 و ساعت |
 

1-     آقای کاشانی مدیر عامل باشگاه پرسپولیس در برنامه نود هفته قبل حرف جالب زد که من هر چی بیشتر به این مطلب فکر می کنم بیشتر سختی کار یک مدیر ورزشی رو می فهمم . آقای کاشانی فرمودند :

من غالبا هر وقت تیممون برنده می شه به بچه های تیمم می گم ، شما تونستید با پیروزی خودتون کار بزرگی انجام بدید و قلب میلیونها هوادار رو شاد کنید . خداوند کسی رو که قلب مردمو شاد کنه به بهشت می بره . حالا این هفته بعد از باخت پرسپولیس به استقلال اهواز هم به اونها گفتم شما باعث ناراحتی خیلی از هواداران شدید و باعث شدید بعضی از اونها سکته کنند . خداوند اونهایی رو که باعث ناراحتی مردم بشند در جهنم عذاب می کنه ...

2-     یه واژه ای به گوشم رسید به نام فنگ شویی . از اونجا که برای اولین بار به این کلمه رسیدم تو نت با جستجوی فارسی در موردش تحقیق کردم . از اونجا که خودم هنوز هم اطلاعات کاملی در موردش ندارم و فکر می کنم دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنند زیاد حال خوندن این مطالبو ندارند در موردش توضیح نمی دم . اما اگه کسی خواست در موردش چیزی بدونه کافیه که کلمه فنگ شویی رو جستجو کنه و تو صفحه اول نتایج جستجو بره تو سایت آفتاب ... به نظر من مطلب جالبیه ...

3-     از این پست دیگه این وبلاگ کم کم به سمت مسیر اولیه اش که سال قبل داشت می ره ... یعنی تا چند تا پست بعدی از نوشتن چیزهای عجیب خبری نیست !!! البته اگه خودشون اتفاق نیفتند . الان هم اسامی ده آهنگ برتر تاریخ گیتار و پیدا کردم که به صورت زیره :

1-     دود بر روی رودخانه 2- لبخندهایی شبیه یک جوان 3- به این راه برو 4- غبار بنفش 5- کودک دوست داشتنی من 6- شهر بهشت 7- آس ورقها 8- ورود مرد شنی 9- زیرپل 10 – به جنگل خوش آمدی

 

+ نوشته شده توسط در 87/02/02 و ساعت |
 

در یکی از برنامه های گفتگوی تلویزیونی که امروز از تلویزیون پخش شد مجری برنامه را با شعری از حافظ اینطور شروع کرد :

بیا تا گل برافشانیم و طرحی نو در اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

حالا با هم یکبار اصل شعر را مرور می کنیم :

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد

من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

جالب است که این جناب مجری تصور کرده که مردم هنوز هم در زمان انتقال خبر با دود به سر می برند و تا حالا هیچکدام از آنها اشعار حافظ به گوششان نرسیده است . اینجا بحث در زمینه توانایی فهم اشعار حافظ و سمبولیکهای بی نظیربکار رفته توسط حافظ در اشعارش انجام نمی شود ، اما نکته جالب این است که حتی اشعار حافظ هم که گفته می شود اشعارش همه بیت الغزل معرفت است از زیر سانسورهای شدید در امان نمی ماند :

یک داستان :

چند سال پیش روزنامه ای در ایران با نام آریا منتشر می شد که به همراهی بقیه روزنامه هایی که در آن زمان روزنامه زنجیره ای لقب گرفتند یک شبه تعطیل شد . این روزنامه مطلبی از یکی از دبیران اموزش و پرورش نوشته بود :

در کتاب فارسی در دوران پیش از انقلاب و اوایل آن درسی وجو داشت که داستان عشق دختر و پسری را بیان می کرد . در قسمتی از این داستان پسر رو به دختر می کند و می گوید : اکنون عشق تو در دل من کارگر افتاده است . در آن روزهایی که شور انقلابی در جامعه موج می زد عده ای به سراغ کتابهای درسی آمدند و پس از بررسی این درس به این نتیجه رسیدند که کلمه کارگر که در این درس بکار رفته است موافق شعارهای کمونیست ها می باشد . بنابراین پس از برسی کلمه کارگر از متن درس حذف شد و به جای آن از کلمه عمله استفاده شد و متن کتاب به این صورت در آمد . پسر رو به دختر کرد و گفت : اکنون عشق تو در دل من عمله افتاده است ...

 

+ نوشته شده توسط در 87/01/26 و ساعت |